شمس الدين احمد
2
خزائن الملوك ( فارسى )
بسم اللّه الرحمن الرحيم سرِ نامه نامِ جهاندار پاك * * برآرندهء رُستنيها ز خاك * فرازندهء آسمان كبود * * نگارندهء كوه و صحرا و رود * خداوند بىيار و يارِ همه * * به خود زندهء و زندهدارِ همه * پر از حكمتِ و حكمِ او شد جهان * * به حكم آشكارا به حكمت نهان ستايش و نيايش حكيم جانبخش جهانآفرين كه بمقتضاى حكمت بالغه وجود انسان كبير را كه عبارت از عالم اجسامست از اخلاط اربعهء استقسات و اعضاى رئيسهء مواليد و جوارح كائنات تركيب نموده و بسبابهء علوم كامله اعتدال مزاج عالمگير را در ايجاد و تكوين انسان كه بعالم صغير شهرت دارد دربافته اين نوع گرامى را از سائر انواع موجودات و اصناف مكنونات بتاج وقار و امتياز سرفرازى بخشوده قديرى كه از نيرنگى آميزهء اجرام علوى و اجسام سفلى گوناگون معدنيات و اقسام نباتات را بر فراز شهود گذاشته و خبيرى كه بشگرفكارى آفرينش هر برگى را صدف گوهر خاصيتى و هر گلى و ثمرى را كان جوهر كيفيتى ساخته انسان العين از قدرتش در مشميهء مشيميهء رموزخوان صحائف راز و طائر نور نظر از مشيتش در بيضهء بيضيه تنومندى بالافشانى يافته سپهر پرواز نظم بيك امر هر دو جهان آفريد * بشش روز هفت آسمان آفريد * ستايش كه داند سزاوار او * * كه چرخست سرگشته در كار او * ز ذات و صفاتش كس آگاه نيست * خرد را بدرگاه او راه نيست * مر او را جز او كس نيارد ستود * * كه او در نيايد بگفتوشنود * و جواهر صلوات زاكيات كه در حوصلهء سپهر درنگنجد و لآلى تحيات مقدسات كه در درجك روزگار در نيايد نثار بارگاه حبيب خالق طبيب نفوس خلائق كه درمانطلبان مرض جهل بسيط را چنان مسهل هدايت كامله بخشوده كه از معدهء